اندوه‌های گُنگ و بدون واژه

بعضی احساس‌ها و حال‌وهوا و میل‌ها هستن که هیچ “کلمه‌ و واژه”ای برای توصیف‌شون و توضیح‌شون نداریم.

غم‌‌ نیست، خشم نیست، رنج نیست، یاس نیست، ناامیدی نیست، درد نیست، …

مثل؛

۱- حال‌وهوای ما وقتی که به خونه کودکی‌هامون برمیگردیم یا به یه مکانی پُر رفت‌و‌آمد و پُرخاطره تو گذشته‌ها، که الان متروک و سوت‌و‌کور و مخروبه شده؛

۲- آگاهی از اینکه همین لحظه هم روزی به خاطره تبدیل میشه؛

۳-کلافگی از گرفتار شدن تو یه بدنی که فقط تو هر لحظه میتونه در یه مکان باشه؛

۴- آرامش ِ پیله‌مانندی که تو زمان وقوع رعدوبرق، در فضای امنِ داخل خونه احساس می‌کنیم؛

۵- آگاهی از اینکه من و حواس ِ من تا چه‌اندازه محدودن، و من فقط بخش خیلی کوچیکی از جهان رو میتونم تو میدون دیدم ببینیم، محدوده بسیار کوچیکی از صداها رو میتونم بشنوم، و فقط و فقط گوشه ناچیزی از حقیقت رو میتونم درک کنم؛

۶- احساس غم‌مانند و حسرت‌محوری که بعد از پایان و جمله آخر کتاب یا فیلمی که عاشقانه دوسش داشتیم سراغمون میاد؛

۷- میل به اینکه یه زمان‌هایی دوست داریم تو

بین جمعیت حل بشیم، محو بشیم، نامرئی بشیم،

تا فقط بتونیم جهان رو تماشا کنیم، بدون اینکه مجبور باشیم نقشی بازی کنیم؛

۸- حس عجیب گیر افتادن در این جهان و زمین؛

۹- احساس عجیبی که موقع نگاه‌کردن به زمین از پنجره هواپیما حس میکنیم؛

۱۰- احساس از‌هم‌گسیختگی بین زندگی‌ای که می‌خواهیم و زندگی‌ای که داریم؛

۱۱ – احساس آزاردهنده‌ای که تو مهاجرت گاهی داریم، که حتی بعد از گذشت سالها زندگی کردن تو یه جغرافیا، حس میکنیم هیچ‌وقت انگار به این‌جا نیومدیم و صرفا معلق بودیم؛

۱۲- لحظه‌ای که میفهمیم هر کسی که پیرامونمونه، شخصیت اصلی داستان ِ زندگی ِ خودشه، و ما فقط تو پس‌زمینه‌یِ داستان اونها یه سیاهی‌لشکری بیش نیستیم؛

و

و

و

«مرزهای زبان من، مرزهای جهان من‌اند.» ویتگنشتاین

ِ زبان ِمن، (یعنی کلا هیچ زبانی تو دنیا)، نمی‌تونه کامل، جهان ِ من رو و جهان ما رو توصیف کنه.
همیشه حس می‌کنیم که تو گفت‌وگوهامون یه خلا بزرگ هست از چیزهایی که هیچ واژه و برچسبی براشون نداریم.

حس هست، اما کلمه نیست.

من دارم این حس‌ها و میل‌ها و حال‌و‌هواها رو از هیاهوی زندگی بیرون میکشم و تلاش میکنم براش واژه‌ای پیدا کنم یا بسازم.

تو جستجوهام تو فارسی چیز خاصی پیدا نکردم، ولی تو انگلیسی این کتاب رو پیدا کردم که ازش کمک میگیرم:

The Dictionary of Obscure Sorrows John Koenig